تبليغاتX
ღقلب مهربون منღ




















ღقلب مهربون منღ

دل نوشته های یک دختر 14 ساله

 

هفته ی اول مهر چند تا پلیس به مناسبت بازگشایی مدارس آمدند برامون رقصیدند! ساکسفون و فلوت و طبل و از این چیزا داشتن و کلی آهنگ نواختند و از همه بهتر ما دو بال پرواز مرغ عشقیم پر می گیریم....بود که بسیار لذت بردم و دوم سومی ها بعد از اینان سرود همگانی بسیار زیبایی خواندند.

مدرسه ی ما هنوز شیر تو شیر (استعاره از خر تو خر) می باشد و تا به حال موفق به رصد کردن دبیر عربی خویش نشده ایم و برای هر درس بیش از ۳ معلم مختلف داریم و بسیار سردرگم می باشیم و امیدواریم روزی فرا رسد تا برنامه ی مدرسه هماهنگ شود و با سختگیری هایی که می کنند و بدترش رو خواهند کرد اوقات مثلا خوشی را در جوار یکدیگر بگذرانیم.

بیاموزیم:

ستایش ایهام داره.بری تو بهرش ۳ تا معنی داره.بعید نیست در آینده ای نه چندان دور تعاریف دیگری نیز برای این کلمه حاصل شود مثلا خود من تا چند ماه پیش فقط یکی از این معانی را می دانستم و ۶:۳۰ صبح و شایدم ۶ بیدار شدن وقت بسیار خوبیست و طبق قرارداد بسته شده خود را موظف می دانیم به انجام ماموریتی که به کسی مربوط نمی باشد و بسی حیاتی می باشد.

هشداری به شما دوستان:

هرگز پس از خروج معلم از کلاس شعارهایی از قبیل بری دیگه بر نگردی سر ندهید چون از این موجودات خبیث! که معلم نامیده شدند هیچ چیز بعید نیست.عین جن بر می گردند و هر چی از دهانشان در آمد نثارتون می کنند.

انتقاد نوشت های دلنوازانی:

۱)مهتاب ... آبروی هر چی دختره برده.

۲) ضایع شدن رامین بسیار دیدنی و غیرقابل توصیف می باشد و با ضایع شدنش بسی خرسند می شویم.

۳)آهنگ تیتراژ دلنوازان فوق العاده است.من از کودکی آهنگای ساسی مانکن رو دوست داشتم...حالا مگه این رو ساسی خونده؟! خواستم بگم از کودکی به آهنگای علی لهراسبی و احسان خواجه امیری عشق می ورزیدیم.

نکته:

همیشه منو الگوی خودتون قرار دهید به هزار و یک دلیل.مثلا اینکه این چند روزه زیاد تا آدم ازم خواستگاری کردند و پیشنهاد دوستی دادند.البته توجه داشته باشید که همشون دختر و از همکلاسی های جدیدم بودند که خواهان دوستی با بنده ی حقیر بودند.جنبه داشته باشین دیگه.

این روزها حس شوخ طبعیمان بسیار گل کرده پس زیاد تو بهر نوشته هام نرید و جدی نگیرید چون فلسفی هستند اساسی و ممکنه به خاطر سرخوش بودنم نوشته شده باشه.پس بیخیال...

احساس نوشت:

به کلاس زبان می روم.استادم خوش اخلاق و زبان آموزان همگی بسیار شاد می باشند اما چه کنیم که مدتهاست خرابه رفاقتیم و در فراق یاران حال نمی کنیم و دلتنگشان می باشیم.

پرسش نامه:

در مجله ی علوی خواندیم کنکور از سال ۹۰ حذف می شود.آیا این موضوع صحت دارد؟

(شرط می بندم ندارد!)

نوشته شده در یکشنبه 12 مهر1388ساعت 14:15 توسط شیوا(خشویوی)| |

این روزها شدیدا بویی بینی ام را آزار می دهد.چقدر آشناست! سالیان پیش هم این بو را شدیدا حس می کردم.بـــــــــــــله! این بوی گند مهر است که ما را به سمت خود فرا می خواند.اگه نخوام فراخوانده شم باید کیو ببینم؟

فیلم های ماه رمضان امسال حال و هوای گذشته را نداشت.البته من فقط افتخار به تماشا کردن پنجمین خورشید را دادم.دیشب ضدحال بزرگی خوردم و اینم این بود که آقا محسن و آقا همایون و اینا همش کشکه! البته من دیشب از اوایل فیلم این قضیه به شدت بهم الهام شده بود.بعدشم میگن چرا خارجی ها انقدر فیلماشون باحاله؟ آخه اونا اگه یکی از کارگرداناشون زحمت بکشه فیلمی بسازه که از حقیقت دوره هزارتا انتقاد نمی کنن ازش.ایران مگه میشه فیلم تخیلی ساخت؟!من که میگم تیکه آخر پنجمین خورشید رو همون دیروز ساختن بهش اضافه کردن که بعد فیلم بهشون گیر ندن.اتفاقا به نظرم فیلمنامه نویسش خیلی آدم باحالی بوده.بگذریم از من و تو که کاری بر نمیاد... خودمانیم حمید گودرزی بسیار زیبا بازی می کند اما باید کمی دویدن را تمرین کند!با دیدن این فیلم تنفرم به شبنم قلی خانی به حد چشم گیری کاسته شد.مهدی سلوکی در این فیلم بوق بود؟!

هر روزمان خورشیدی است که با پایان آن روز خاموش می شود؟! لطفا هر کی این جمله رو به طور کامل فهمید توی کامنتا برام بنویسه. 

خواهش کردم بگیدا...امید من به شما جوانان است !!!

پ.ن:دلم برای دوستانم و کانون تنگ شده.

پ.ن:طوری زندگی کن انگار همین فردا داری می میری.قدر روزا رو بدون که دیگه بر نمی گردن.

نوشته شده در یکشنبه 29 شهریور1388ساعت 0:13 توسط شیوا(خشویوی)| |


Design By : Night Skin